30 مگ

تماس با ما

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

محمد حنفیه چه نسبتی با امام حسین داشت را از این سایت دریافت کنید.

محمد بن حنفیه

محمد بن حنفیه

پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمد بن حنفیه (م، ۸۱ قمری) فرزند امام علی (علیه السلام) از همسرش خوله بنت جعفر است. او از شخصیت هاى برجسته صدر اسلام به شمار می رود. فرقه کیسانیه در نتیجۀ اعتقاد به امامت محمد حنفیه به وجود آمدند.

محتویات

۱ ولادت و نسب

۲ پرورش محمد بن حنفیه

۳ محمد حنفیه در زمان حسنین

۴ محمد حنفیه و امامت امام سجاد علیه السلام

۵ محمد حنفیه و قیام مختار

۶ وفات محمد حنفیه ۷ فرقه کیسانیه ۸ پانویس ۹ منابع

ولادت و نسب

محمد حنیفه در حدود سال ۱۶ هجرى قمرى (در عصر خلافت عمر بن خطاب) در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پس از فرزندان حضرت فاطمه علیها السلام، محمد حنفیه نخستین فرزند حضرت على علیه السلام از سایر همسرانش مى باشد.

مادر محمد حنفیه، خوله بنت جعفر بن قیس بن مسلمه بن عبید بن ثعلبه بن یربوع بن ثعلبه بن دول بن حنیفة بن جیم.[۱] چون نسب مادرى محمد، به حنیفة بن جیم مى رسد، وى ملقب به ابن حنیفه گردید.

درباره ازدواج حضرت على علیه السلام با خوله، دو روایت ذکر شده است. بنا به روایت اول، در عصر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم گروهى از مردم یمن و اطراف آن از دین اسلام روگردان شده و راه ارتداد را در پیش گرفتند. حضرت على علیه السلام از جانب پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ماموریت یافت براى ارشاد و تبلیغ مردم و در صورت لزوم مبارزه با دشمنان و مرتدان، به این منطقه اعزام گردد. آن حضرت پس از نبرد با «بنى زبید» گروهى از آنان را اسیر کرد که خوله نیز در میان آنان بود و در تقسیم غنایم و اسیران، وى نصیب حضرت على علیه السلام شد. خوله براى حضرت على علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیها السلام، محمد را به دنیا آورد.

اما بنا به روایت دیگر در اوائل خلافت ابوبکر، دو طایفه بنى اسد و بنى حنیفه به نزاع و نبرد پرداختند و در آن میان، خوله به اسارت بنى اسد درآمد. آنان، وى را به مدینه آورده و در معرض فروش قرار دادند. حضرت على علیه السلام وى را از آنان خریدارى کرد. پس از مدتى، طایفه خوله از این امر آگاهى یافته و به محضر حضرت على علیه السلام در مدینه آمدند و خواستار آزادى و بازگرداندن خوله شدند. حضرت على علیه السلام وى را آزاد کرد و سپس با پرداخت مهریه، وى را به ازدواج خویش درآورد. از آن پس «خوله» به عنوان یکى از همسران امام على بن ابى طالب علیه السلام درآمد و براى آن حضرت، محمد را به دنیا آورد که هم نام و هم کنیه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بود.[۲]

پرورش محمد بن حنفیه

حضرت على علیه السلام پس از فرزندانش از فاطمه زهرا علیهاالسلام که نمونه و بى همتا بوده اند، به برخى از فرزندان خود از سایر همسرانشان نیز علاوه بر محبت پدری، به خاطر تقوا، متانت و مجاهدت علاقه ویژه اى داشت. محمد بن حنیفه از جمله اینها بود.

در روایات چندى آمده است که حضرت على علیه السلام پیش از ازدواج با خوله حنیفه، از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم اذن خواست که اگر خداوند، پسر دیگرى به وى عنایت کند، نام و کنیه اش را نام و کنیه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم یعنى محمد و ابوالقاسم قرار دهد. پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم نیز چنین اجازه اى به حضرت على علیه السلام داد و به این صورت، نام محمد حنفیه از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و امیرمؤمنان علیه السلام برگزیده شد.[۳]

از آن هنگامى که محمد حنفیه از مادرش خوله، متولد گردید پیوسته مورد تربیت و مراقبت امیرمؤمنان علیه السلام قرار داشت. آن حضرت از وى مردى عالم، شجاع، نیرومند و مبارز ساخت که در جنگ هاى جمل و صفین و نهروان رشادت هاى ویژه اى از خود بروز داد که شگفتى دوستان و دشمنان را برانگیخت.

حضرت على علیه السلام در اواخر عمر شریف خود پس از زخمى شدن در مسجد کوفه به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادى و بسترى شدن در خانه، سفارش هاى چندى به اطرافیان، اصحاب و پیروان خود به ویژه به فرزندانش نمود که برخى از وصایاى آن حضرت، ثبت و ضبط گردیده است. از جمله این که آن حضرت، سفارش هایى به دو فرزند والامقامش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام نمود و آنان را به تقوا، پرهیز از دنیا، گفتار حق، ترحم به یتیمان، دستگیرى از مستمندان، پشتیبانى از ستمدیدگان و مبارزه با ستمکاران، عمل به کتاب خدا و موارد دیگر وصیت کرد. سپس به فرزند دیگرش محمد حنفیه فرمود: آیا تو نیز آنچه را به برادرانت سفارش کرده ام، به گوش گرفته اى؟ محمد گفت: آرى، اى پدر. حضرت فرمود: تو را نیز به مانند آنچه به برادرانت گفته ام، سفارش مى کنم و دیگر این که نسبت به برادرانت (حسن و حسین علیه السلام) تعظیم و توقیر نمایى. زیرا حق آنان بر تو بسیار است و هیچ گاه بدون مصلحت آنان، اقدام به کارى نکنى. سپس حضرت على علیه السلام به امام حسن و امام حسین علیه السلام فرمود: شما را نیز به محمد سفارش مى کنم که او برادر شما و فرزند پدرتان مى باشد. مى دانید که پدرتان وى را دوست مى دارد و به او علاقمند است.[۴]

محمد حنفیه در زمان حسنین

محمد بن حنفیه در ایام امامت برادرانش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام همیشه در کنار آنان بود و فراز و نشیب هاى روزگار و مسائل سیاسى گوناگون پس از شهادت حضرت على علیه السلام او را از برادرانش جدا نکرد. او به امامت برادران بزرگوارش، همیشه واقف و خرسند بود.

از محمد حنیفه نقل شده است که درباره برادرش امام حسین علیه السلام گفت: ان الحسین اعلمنا علما، و اثقلنا حلما، و اقربنا من رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم و آله رَحِما، کان اماما فقیها… .[۵] همانا حسین علیه السلام از جهت دانش، از همه ما داناتر و از جهت بردبارى از همه ما سنگین تر است و در انتساب به پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از همه ما به وى نزدیکتر است. او امامى است فقیه و… .

هنگامى که امام حسین علیه السلام پس از مرگ معاویه، از بیعت با یزید امتناع کرد و قصد خروج از مدینه را نمود، محمد حنفیه به محضر امام حسین علیه السلام رسید و در مقام خیرخواهی به آن حضرت گفت:

اى برادر تو محبوبترين مردم هستى نزد من و گرامى‏‌ترين آنها بر من و از ميان خلق خير تو را خواهم و بس و تو به نصيحت من سزاوارتر هستى تا بتوانى از يزيد بن معاويه و از شهرها دور شو و بيعت مكن و رسولان خود را سوى مردم بفرست و آنها را به خود بخوان اگر مردم پيرو تو شدند و با تو بيعت كردند خداى را سپاسگزار و اگر مردم بر غير تو گرد آمدند دين و عقل تو كاسته نگردد و مروّت و فضل تو از ميان نرود و من مى‏‌ترسم در شهرى از شهرها داخل شوى و مردم اختلاف كنند گروهى با تو شوند و گروهى بر تو پس تو را پيشتر از همه به دم نيزه دهند آن وقت كسى كه خود و پدر و مادرش بهترين همه امّت هستند خونش ضايعتر و اهلش ذليل‏تر گردند.

منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

محمد بن حنفیه

محمد بن حنفیه

محمد بن حنفیه

فرزند امام علی و امام فرقه کیسانیه

مشخصات فردی

خویشاوندان امام علی(ع)‌(پدر) • عبدالله بن محمد حنفیه(پسر)

ولادت سال ۱۶ قمری در مدینه

محل زندگی مدینه • طائف • مکه

وفات سال ۸۱ قمری مشخصات دینی

از یاران امام علی(ع)

فعالیت‌ها شرکت در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان • بیعت با یزید به عنوان ولیعهد معاویه • عدم همراهی امام حسین(ع) در سفر به کوفه

مشایخ امام علی(ع) • عمر بن خطاب • ابوهریره • عثمان • عمار یاسر و معاویه

شاگردان عبدالله بن محمد حنفیه • حسن بن محمد بن حنفیه • سالم بن ابی جعد • منذر ثوری • عبدالله بن محمد عقیل • عمرو بن دینار و …

محمد بن حَنَفیه (۸۱-۱۶ق)، فرزند حضرت علی(ع) و خوله حنفیه (دختر جعفر بن قیس) و از طبقه اول تابعین است. گاه از او با نام «محمد بن علی» یاد می‌شود و او را «محمدِ اکبر» هم گفته‌اند. او در جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان حضور داشته و گاه پرچم‌دار سپاه علی(ع) بود. در واقعه کربلا در مدینه ماند. پس از شهادت امام حسین(ع) بنابر نقلی ابتدا ادعای امامت کرد اما پس از گواهی حجرالاسود به امامت امام سجاد(ع) از این ادعا دست کشید و به امامت پسر برادرش معتقد شد.

پس از تسلط مختار بر کوفه، نامه‌ای به مختار نوشت و مختار گروهی را به مکه فرستاد و او را از دست عبدالله بن زبیر نجات داد. کیسانیه، او را امام خود می‌دانند. او اولین کسی است که مهدی موعود دانسته شده است. مشی سیاسی او در زندگی، بسیار مسالمت‌آمیز بوده است. پسر او، ابوهاشم عبدالله بن محمد فرد مشهوری در تاریخ علویان است.

محتویات

۱ نام، نسب، تولد ۲ جایگاه روایی ۳ وثاقت ۴ جهت‌گیری سیاسی ۵ رخ‌دادهای برجسته ۵.۱ شرکت در جنگ‌ها ۵.۲ غیبت در کربلا

۵.۳ احتجاج با امام سجاد(ع)

۵.۴ مخالفت با ابن‌زبیر

۶ کیسانیه ۶.۱ ارتباط با مختار

۶.۲ اعتقاد به مهدویت او

۷ درگذشت و مدفن ۸ جستارهای وابسته ۹ پانویس ۱۰ منابع ۱۱ پیوند به بیرون

نام، نسب، تولد

محمد فرزند امام علی(ع) و خوله، دختر جعفر بن قیس از قبیلۀ بنی‌حنفیه بود.[۱] به گفته برخی محققان، مادرش کنیزی بوده که در حمله بنی اسد به بنی حنفیه در زمان خلافت ابوبکر به اسارت در آمد و علی(ع) آن را خرید و آزاد کرد و سپس با او ازدواج نمود. شهرت محمد به ابن‌حنفیه نیز از قبیله مادرش گرفته شده است.[۲]

از آنجا که تاریخ درگذشت محمد حنفیه درسال ۸۱ق است و در آن هنگام ۶۵ سال داشته به دست می‌آید که او در سال۱۶ق به دنیا آمده است[۳]

بلاذری، مورخ قرن ۳ق نقل کرده حضرت محمد(ص) به علی (ع) گفت اگر از خوله، پسری برای تو متولد شد، او را هم‌نام[یادداشت ۱]و هم‌کنیه من نام‌گذاری کن.[۴]

[نمایش] امام علی(ع)

جایگاه روایی

محمد از پدرش علی(ع)، عُمَر بن خَطّاب، ابوهریره، عثمان، عمار یاسر و معاویه روایت کرده است.[۵] فرزندان او عبد اللّه، حسن، ابراهیم و عون و نیز سالم بن ابی جعد، منذر ثوری، امام باقر(ع)، عبدالله بن محمد عقیل، عمرو بن دینار، محمد بن قیس، عبدالاعلی بن عامر از او نقل حدیث کرده‌اند.[۶]

محمد در مدینه حلقه درس برپا کرد و دو پسرش، عبدالله ملقب به ابو هاشم و حسن ملقب به ابومحمد در آن شرکت داشتند. بعدها ابوهاشم از عالمان اندیشه معتزلی و ابومحمد نیز از پایه‌گذاران اندیشه ارجاء شد.[۷]

وثاقت

در رجال کشی از حضرت علی(ع) نقل شده: چهار محمد مانع نافرمانی خدا می‌شوند؛ محمد بن جعفر طیار، محمد بن ابی بکر، محمد بن حنفیه و محمد بن ابی حذیفه.[۸] مامقانی از این حدیث، نتیجه گرفته محمد دارای عدالت و پاکی بوده است.[۹]

جهت‌گیری سیاسی

محمد حنفیه پس از شهادت امام علی علیه‌السلام، در کنار برادرش امام حسن(ع) بود و با یزید هم به عنوان ولیعهد معاویه بیعت کرد و پس از عهده‌داری خلافت از سوی یزید به مخالفت با او نپرداخت.[۱۰] او در سال ۷۶ق به دمشق سفر کرد و به دیدار عبدالملک بن مروان رفت. برخی، دلیل نزدیکی وی به عبدالملک را بدرفتاری‌های ابن زبیر با او دانسته‌اند. عبدالله بن زبیر او را در اتاقک زمزم زندانی کرد و یاران مختار ثقفی او را از دست ابن زبیر نجات دادند.[۱۱]

با کشته شدن مختار، ابن زبیر دوباره محمد بن حنفیه را به بیعت خود خواند و قصد داشت به او و نزدیکانش حمله کند. در این هنگام نامه‌ای از عبدالملک بن مروان که تازه به خلافت نشسته بود به محمد حنفیه رسید و از او خواست که به شام برود. محمد و یارانش به سمت شام حرکت کردند. اما وقتی به مَدین رسیدند ابن حنفیه خبردار شد که عبدالملک مروان به عمرو بن سعید (که از یاران ابن حنفیه بود) بدعهدی کرده است. از این رو از آمدن خود پشیمان شد و در «أیله» که شهری در کنار دریای احمر، در آخر حجاز و در مرز شام بود فرود آمد و از آنجا به مکه بازگشت و در دره ابوطالب جای گرفت و پس از آن به طائف رفت. محمد بن حنفیه تا هنگامی که حجاج، ابن زبیر را در مکه محاصره کرد در طائف بود. سپس از طائف به شعب ابو طالب بازگشت. حجاج از او خواست با عبدالملک بیعت کند ولی او خودداری کرد. با مرگ ابن زبیر، محمد بن حنفیه نامه‌ای به عبدالملک نوشت و از وی امان خواست و عبدالملک به او امان داد.[۱۲]

رخ‌دادهای برجسته

شرکت در جنگ‌ها

جنگ جمل در سال ۳۶ هجری قمری رخ داد. در آن روز، محمّد از حمله باز ایستاد، علی(ع)، پرچم را گرفت و پس از آنکه ارکان لشکر جمل را در هم ریخت، پرچم را به محمّد برگرداند و به او گفت: «با حمله دوباره، کار سابقت را جبران کن». او به یاری خزیمة بن ثابت (ذو الشّهادتین) و جمعی از انصار، که بسیاری از آنها در غزوه بدر حضور داشتند، حمله‌های پیاپی کرد و لشکر جمل را پراکنده ساخت.[۱۳]

جنگ صفین محمد از فرماندهان جنگ صفین بود.[۱۴] علامه مجلسی داستانی را از حضور محمد در صفین نقل کرده است.[۱۵][یادداشت ۲] حنفیه به پدرش از تبعیض بین او و حسنین در نبرد شکایت می‌کند. علی سر محمّد بن حنفیه را بوسید و گفت:‌ای فرزند عزیزم! تو پسر من هستی. ولی ایشان پسران پیامبر خدا هستند، آیا نباید من ایشان را نگاهداری نمایم؟ محمّد گفت: چرا پدر جان. خدا مرا فدای تو و فدای ایشان نماید.[۱۶]

جنگ نهروان محمد در جنگ نهروان نیز حضور داشته و گاهی پرچم‌دار بوده است.[۱۷]

غیبت در کربلا

محمد حنفیه با برادرش امام حسین علیه‌السلام در سفر به کوفه همراه نشد و در مدینه ماند. برخی از پژوهشگران شیعه، عدم شرکت ابن‌حنفیه را در واقعه کربلا، از سر نافرمانی و مخالفت با امام حسین(ع) ندانسته و توجیهاتی برای این کارش نوشته‌اند:

منبع مطلب : fa.wikishia.net

محمد حنفیه چه نسبتی با امام حسین داشت

آخرین مطالب سایت