30 مگ

تماس با ما

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی را از این سایت دریافت کنید.

آیه« لا اكراه فی الدین قد تَبَینَ الرُّشْد مِنَ الْغَی» و آزادی در انتخاب دین

آموزش قرائت تفسیر قرآن ترجمه قرآن متن قرآن ندای قرآن

خانه>قرآن شناسی>ادیان>آیه« لا اكراه فی الدین قد تَبَینَ الرُّشْد مِنَ الْغَی» و آزادی در انتخاب دین

آیه« لا اكراه فی الدین قد تَبَینَ الرُّشْد مِنَ الْغَی» و آزادی در انتخاب دین

خداوند متعال در آیه كریمه ۲۵۶ بقره می فرماید:

لا اِكْراه فِی الدّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یكْفُر بِالطاّغُوتِ وَ یؤمِنْ بِاللهِ فَقَدْ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی لاَنْفِصامَ لَها وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ.

ترجمه: در قبول دین، اكراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابراین, كسی كه به طاغوت (= بت و شیطان، و هر موجود طغیان گر) كافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محكمی چنگ زده است كه گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.(۱)

در مورد این آیه شریفه چند سؤال مطرح است:

۱- مقصود از نبود اكراه در دین چیست؟

لا اكراه فی الدین قد تبین الرشد مِنَ الْغَی…

«اكراه» به معنی وادار كردن انسان بر كاری كه ناپسند می شمارد و مورد رضایتش نیست می باشد.(۲) «رشد» از نظر لغت عبارت است از «راه یابی و رسیدن به واقع» در برابر «غی» كه به معنی انحراف پیدا كردن از حقیقت و دور شدن از واقع است.(۳)

مفاد این قسمت از آیه شریفه این است كه اكراه و اجباری در دین نیست و امور مذهب بر قدرت و اختیار مبتنی است نه بر اجبار، مانند آیه شریفه: وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لاَمَنَ مَنْ فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمیعاً أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النّاسَ حتّی یكُونُوا مُؤمِنینَ(۴) (و اگر پروردگار تو می خواست، تمام كسانی كه روی زمین هستند، همگی (به اجبار) ایمان می آورند، آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی كه ایمان بیاورند؟ (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!)

از آن جا كه دین و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد و اساس و شالوده آن بر اساس ایمان و یقین استوار است خواه و ناخواه راهی جز منطق و استدلال نمی تواند داشته باشد. ولی همان طور كه از شأن نزول آیه(۵) استفاده می شود بعضی از افراد از پیغمبر(صلی الله علیه وآله) می خواسته اند كه او همچون حكام جبّار با زور اقدام به تغییر عقیده مردم كند. آیه فوق صریحاً به آن ها پاسخ گفت كه دین و آئین چیزی نیست كه با اكراه و اجبار تبلیغ گردد.

جمله «قد تبین الرشد من الغی» تعلیل برای «لا اكراه فی الدین» است كه چرا در دین اكراه نیست؟ حاصل تعلیل این است كه دین حقائقش روشن، و راهش با بیانات الهیه واضح است و هم چنین سنّت نبویه آن بیانات را روشن تر كرده است . پس رشد و غی و صلاح و انحراف آن روشن شده كه رشد در پیروی دین (كه مایه نجات انسان هاست) و غی در ترك دین و روگردانی از آن است و بنابراین دیگر علت ندارد كه كسی را بر دین اكراه كنند.(۶)

پس راه راست از بیراهه آشكار شده و دیگر نیازی به تحمیل و اجبار در پذیرش دین نیست. افزون بر این كه دین و ایمان قلبی چیزی نیست كه بتوان با زور و اكراه بر كسی تحمیل كرد و مسلمانان با این اصل قرآنی با آن همه پیشروی و فتوحاتی كه داشتند، دینشان را بر غیر مسلمانان تحمیل نكردند و همین امر مهم ترین رمز موفقیت آنان بود.(۷)

لذا آیه شریفه پاسخ مناسبی است به آن ها كه تصور می كنند اسلام در بعضی از موارد جنبه تحمیلی و اجباری داشته و با زور شمشیر و قدرت نظامی پیش رفته است.

در تفسیر شریف المیزان آمده است : (۸)

در جمله لا اكراه فی الدین دین اجباری نفی شده است. چون دین از یك سلسله معارف علمی كه معارف عملی به دنبال دارد و جامع همه آن معارف یك كلمه است و آن عبارت است از اعتقادات و اعتقاد و ایمان از امور قلبی است. و اكراه و اجبار در آن حكومت ندارد، چون كاربرد اكراه تنها در اعمال ظاهری است كه عبارت است از حركاتی مادی و بدنی، و در جمله لا اكراه فی الدین دو احتمال است. الف) قضیه خبری می باشد و بخواهد از حال تكوین خبر دهد، و بفرماید خدا در دین اكراه قرار نداده، نتیجه اش این می شود كه حكم خدا درباره ی دین این است كه اكراه بر دین و اعتقاد نباشد. ب) اگر قضیه ای باشد انشائی و بخواهد بفرماید كه نباید مردم را بر اعتقاد و ایمان مجبور كنید در این صورت هم آ ن نهی متكی بر یك حقیقت تكوینی است كه بیان گردید.(۹) (یعنی ایمان و اعتقاد از امور قلبی است و اكراه بردار نیست.)

فَمَنْ یكْفُرْ بالطاغوت و یؤمن بِاللهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُروَةِ الْوُثْقی لاَانْفِصامَ لَها وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمْ «طاغوت» در اصل از ماده طغیان به معنی تعدّی و تجاوز از حدّ و مرز است.(۱۰) و «عروه» هم به معنی دستگیره و دستاویز است(۱۱) و «انفصام», قطع شدن است.(۱۲) در این جمله قرآن می گوید: «هر كس به «طاغوت» كافر شود و از آن روی گرداند و به خدا ایمان آورد به دستگیره ی محكمی دست زده است كه هرگز گسسته نمی شود.

۲- منظور از طاغوت در آیه شریفه و تمسك به عروة الوثقی چیست؟

در این كه منظور از «طاغوت» در آیه چیست؟ مفسران سخنان بسیاری گفته اند بعضی آن را به معنی بت و بعضی به معنی شیطان و بعضی به معنی كاهنان و بعضی به معنی ساحران تفسیر كرده اند.(۱۳) ولی چنین به نظر می رسد كه منظور همه آن ها بلكه وسیع تر از آن ها بوده باشد، یعنی همان مفهوم عامی كه از كلمه طاغوت استفاده می شود كه هر موجود طغیان گر و هر آیین و مسیر انحرافی و نادرست را در برمی گیرد. آیه در حقیقت دلیلی است برای جمله های سابق كه در دین و مذهب نیازی به اكراه نیست زیرا دین دعوت به سوی خدا است كه منبع هر خیر و بركت و هر سعادتی است. در حالی كه دیگران دعوت به سوی ویرانگری و انحراف و فساد می نمایند. به هر حال، دست زدن به دامن ایمان به خدا، همانند دست زدن به یك دستگیره محكم نجات است كه هرگز امكان گسستن ندارد.(۱۴) آن گاه می فرماید: «خدا شنوا و داناست» تا به این حقیقت اشاره كند كه كفر و ایمان تظاهر بردار نیست و امر قلبی و درونی است زیرا, خداوند سخنان همه را اعم از آنچه آشكارا و یا در خفاء می گویند می شنود و از ضمائر مردم آگاه است.(۱۵)

نقل یك حدیث:

به گفته برخی از احادیث , یكی از مصادیق تمسك به «عروة الوثقی، و ریسمان محكم الهی، اتصال با اولیاء خدا و امامان اهل بیت(علیهم السلام) است. رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) به علی(علیه السلام) فرمود: «انت العروة الوثقی»(۱۶)

بیان چند نكته و پیام:

الف) هر كس كه برهان و منطق دارد، نیازی به اكراه و اجبار ندارد.

ب) راه حق از باطل جد است، تا حجت بر مردم تمام باشد. روشن شدن راه حق، با عقل و بیان و معجزات انبیاء است.

منبع مطلب : fa.the-koran.org

آیه 256 سوره بقره

آیه 256 سوره بقره

پرش به ناوبری پرش به جستجو

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

[2–256] (مشاهده آیه در سوره)

<<255 آیه 256 سوره بقره 257>>

سوره : سوره بقره (2)

جزء : 3 نزول : مدینه ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

محتویات

۱ ترجمه های فارسی

۲ ترجمه های انگلیسی(English translations)

۳ معانی کلمات آیه ۴ نزول ۵ تفسیر آیه ۶ پانویس ۷ منابع

ترجمه های فارسی

الهی قمشه‌ایانصاریانفولادوندآیتیمکارم شیرازی

کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

QaraiShakirPickthallyusufali

There is no compulsion in religion: rectitude has become distinct from error. So one who disavows fake deities and has faith in Allah has held fast to the firmest handle for which there is no breaking; and Allah is all-hearing, all-knowing.

معانی کلمات آیه

اكراه: اجبار. اصل كلمه از «كره» به معنى ناپسند داشتن و امتناع است.

رشد: هدايت. به معنى كمال، نجات و صلاح نيز آيد (قاموس قرآن).

غى: هلاكت. (قاموس قرآن).

طاغوت: اين كلمه در اصل مصدر است به معنى طغيان كردن ولى به معنى فاعل به كار مى رود. مراد از آن هر طغيانگر و متجاوز است مثل خدايان دروغين، حكمرانان متجاوز و غيره.

استمسك: چنگ زده. با دست گرفته. اصل آن «مسك» به معنى گرفتن و نگاه داشتن است.

العروة الوثقى: عروه به معنى دستگيره. وثقى مؤنث اوثق به معنى محكمتر مى باشد.

انفصام: از ماده «فصم» به معنى قطع شدن است.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:

«شیخ طوسی» گوید: ابن عباس و سعيد بن جبير گويند: درباره بعضى از پسران انصار نازل گرديده كه يهودى بودند و پدرشان مي‌خواست آن‌ها را به اجبار و اكراه در دين اسلام وارد كنند و مسلمان نمايند[۳][۴][۵].[۶]

تفسیر آیه

تفسیر نوراثنی عشریروان جاویداطیب البیانبرگزیده تفسیر نمونهسایر تفاسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«256» لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‌ لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‌

در (پذيرش) دين، اكراهى نيست. همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خداوند ايمان آورد، قطعاً به دستگيره محكمى دست يافته، كه گسستنى براى آن نيست. وخداوند شنواى دانا است.

نکته ها

ايمان قلبى با اجبار حاصل نمى‌شود، بلكه با برهان، اخلاق و موعظه مى‌توان در دلها نفوذ كرد، ولى اين به آن معنا نيست كه هر كس در عمل بتواند هر منكرى را انجام دهد و بگويد من آزادم و كسى حقّ ندارد مرا از راهى كه انتخاب كرده‌ام بازدارد. قوانين جزايى اسلام همچون تعزيرات، حدود، ديات و قصاص و واجباتى همچون نهى از منكر و جهاد، نشانه آن است كه حتّى اگر كسى قلباً اعتقادى ندارد، ولى حقّ ندارد براى جامعه يك فرد موذى باشد.

اسلامى كه به كفّار مى‌گويد: «هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» «1» اگر در ادّعاى خود صادقيد، برهان و دليل ارائه كنيد. چگونه ممكن است مردم را در پذيرش اسلام، اجبار نمايد؟

جهاد در اسلام يا براى مبارزه با طاغوت‌ها و شكستن نظام‌هاى جبّارى است كه اجازه تفكّر را به ملّت‌ها نمى‌دهند و يا براى محو شرك و خرافه‌پرستى است كه در حقيقت يك بيمارى است و سكوت در برابر آن، ظلم به انسانيّت است.

مطابق روايات، يكى از مصاديق تمسك به «عروة الوثقى» و ريسمان محكم الهى، اتصال با اولياى خدا و اهل‌بيت عليهم السلام است.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمودند: «انت العروة الوثقى». «2»

«1». بقره، 111.

«2». تفسير برهان، ج 1، ص 141.

جلد 1 – صفحه 408

پیام ها

1- دينى كه برهان و منطق دارد، نيازى به اكراه و اجبار ندارد. «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ»

2- تأثير زور در اعمال و حركات است، نه در افكار و عقايد. «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ»

3- راه حقّ از باطل جدا شده، تا حجّت بر مردم تمام باشد. روشن شدن راه حقّ، با عقل، وحى ومعجزات است. «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» اسلام دين رشد است.

4- دين، مايه‌ى رشد انسانيّت است. «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»

5- اسلام با استكبار سازش ندارد. «يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ»

6- تا طاغوت‌ها محو نشوند، توحيد جلوه نمى‌كند. اوّل كفر به طاغوت، بعد ايمان به خدا. «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ»

7- كفر به طاغوت و ايمان به خدا بايد دائمى باشد. «يكفر، يؤمن» فعل مضارع نشانه‌ى تداوم است.

8- محكم بودن ريسمان الهى كافى نيست، محكم گرفتن هم شرط است. «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ …»

9- تكيه به طاغوت‌ها و هر آنچه غير خدايى است، گسستنى و از بين رفتنى است.

تنها رشته‌اى كه گسسته نمى‌گردد، ايمان به خداست. «لَا انْفِصامَ لَها»

10- ايمان به خدا و رابطه با اولياى خدا ابدى است. «لَا انْفِصامَ لَها» ولى طاغوت‌ها در قيامت از پيروان خود تبّرى خواهند جست.

11- ايمان به خدا و كفر به طاغوت بايد واقعى باشد، نه منافقانه. زيرا خداوند مى‌داند ومى‌شنود. «وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌1، ص: 409

پانویس

پرش به بالا

↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

پرش به بالا

↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌1، ص 111.

پرش به بالا

↑ صاحبان روض‌الجنان و مجمع‌البيان از مجاهد نقل نمايند كه اين آيه درباره مردى از انصار نازل شده كه غلام سياهى داشت به نام صبيح و مي‌خواست او را به اسلام آوردن مجبور نمايد.

منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی

آخرین مطالب سایت