30 مگ

تماس با ما

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

فیلوسوفیا به چه معناست را از این سایت دریافت کنید.

فیلسوف

فیلسوف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

افلاطون از بزرگ‌ترین فیلسوفان یونان

فیلسوف به کسی گویند که طراح یک مکتب فلسفی مستقل یا حداقل طراح یک نظریه فلسفی مستقل باشد.

پیشینه[ویرایش]

فیثاغورس نخستین کسی بود که خود را فیلسوف (به یونانی: φιλόσοφος، philosophos) یا (به پارسی میانه: فلسفه‌دان، filāsōfā)[۱] نامید. او به‌جای این‌که خود را مردِ دانا (sophos) بنامد، خود را philo (دوستدارِ) sophos (دانایی) نامید؛ چراکه نهادن نام «مردِ دانا» بر خود را نشانهٔ گستاخی می‌دانسته‌ است.[۲][۳]

تعریف[ویرایش]

واژهٔ فلسفه (خِرَد دوستی) شکل معرَّب (= عربی شده) کلمهٔ فیلوسوفیا (philosophia در یونانی φιλοσοφία) است که در زبانِ یونانی به معنای خِرَد دوستی یا دوستاری خِرَد است زیرا کلمه philos به معنای دوست داشتن و واژه sophia به معنای دانایی است. اما این واژه در معنای خاص آنْ به دانشی گفته می‌شود که از احوال «موجودی» بحث می‌کند که از آن جهتْ موجود است.[۴][۵]

به گفتهٔ افلاطون، فیلسوف (خِرَد دوست) به کسی گفته می‌شود که در پی شناسایی امور ازلی و حقایق اشیاء و علم به عِلَل و مبادی آن‌ها است».[۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

فلسفه فهرست فیلسوفان

فهرست فیلسوفان مسلمان

منابع[ویرایش]

↑ مک‌کنزی، دنیل نیل (۱۹۷۱). . لندن: آکسفورد. صص. ۳۲. شابک ۹۷۸-۱۱۳۸۹۹۱۵۸۳.

↑ Online Etymology Dictionary

↑ Online Etymology Dictionary

↑ ش‍رف‌ال‍دی‍ن خ‍راس‍ان‍ی، ن‍خ‍س‍ت‍ی‍ن ف‍ی‍ل‍س‍وف‍ان ی‍ون‍ان، تهران: ف‍ران‍ک‍ل‍ی‍ن، امیرکبیر، کتاب‌های جیبی‏‫، ۱۳۵۰.

↑ https://en.wikipedia.org/wiki/Philosophy

↑ http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=تعاریف+مختلف+درباره+فلسفه&SSOReturnPage=Check&Rand=0

نبو فلسفه

رده‌ها: شغل‌های علوم انسانیفلسفهفیلسوفان

منبع مطلب : fa.wikipedia.org

مرکز پژوهش های صدا و سیما

// کتاب / فلسفه اخلاق

فهرست پر مراجعه سرآغاز

بخش اول: مفاهيم و كليّات

بخش دوم: مكتب هاي اخلاقي

بخش سوم: مباحث تحليلي

كتاب نامه

بخش اول: مفاهيم و كليّات/فصل اول: تعريف و جايگاه فلسفه اخلاق/فلسفه اخلاق/1. معناي لغوي و اصطلاحي فلسفه/الف) معناي لغوي فلسفه

الف) معناي لغوي فلسفه

اين لغت، ريشه يوناني دارد [و] مصدر جعلي عربي كلمه «فيلوسوفيا» است. كلمه فيلوسوفيا مركب است از دو كلمه: «فيلو» و «سوفيا»؛ كلمه فيلو به معني دوستداري و كلمه سوفيا به معني دانايي است؛ پس كلمه فيلوسوفيا به معني دوستداري ـ دانايي است و افلاطون، سقراط را «فيلوسوفس» به معني دوستدار دانايي معرفي مي كند. بنابراين، كلمه «فلسفه» كه مصدر جعلي عربي است، به معني فيلسوف گري است.1

در قرن پنجم پيش از ميلاد، گروهي قبل از سقراط پديد آمدند كه خود را «سوفيست» يعني حكيم و دانشمند مي ناميدند. اين گروه با وجود دارا بودن آگاهي بسيار از دانش زمان خود به حقايق ثابت، باور نداشتند [و] بلكه هيچ چيزي را قابل شناخت جزمي و يقيني نمي دانستند. [آنان ]ادراك انسان را مقياس حقيقت و واقعيت در نظر مي گرفتند و اساسا حق و باطل [را] تابع انديشه انسان [مي دانستند] و در نتيجه حقايقي وراي انديشه انسان [را قبول نداشتند] و در استدلال هاي خود مغالطه به كار مي بردند.2

به تدريج واژه «سوفيست» كه به معناي حكيم و دانشور بود به دليل اين كه به لقبي براي اين گونه افراد تبديل شده بود، معناي اصلي خود را از دست داد و به عنوان رمز و علامتي براي شيوه تفكر و استدلال مغالطه آميز درآمد و مفهوم مغالطه كار به خود گرفت و سوفيست گري، مترادف با مغالطه كاري شد. همين واژه است كه در زبان عربي به صورت «سوفسطي» درآمده و واژه «سفسطه» از آن گرفته شده است و اكنون در نزد ما به معني مغالطه كاري است.3

معروف ترين انديشمندي كه در برابر سوفيست ها قيام كرد و به نقد افكار و آرايشان پرداخت، سقراط بود. وي خود را «فيلاسوفس» يعني دوستدار علم و حكمت ناميد. همين واژه است كه در زبان عربي به شكل «فيلسوف» درآمده و كلمه «فلسفه» از آن گرفته شده است.4

تاريخ نويسان فلسفه، علت انتخاب اين نام را دو چيز دانسته اند: يكي تواضع و فروتني سقراط كه هميشه به ناداني خود اعتراف مي كرد، و ديگري تعريض به سوفيست ها كه خود را حكيم مي خواندند؛ يعني با انتخاب اين لقب مي خواست به آنها بفهماند كه شما چون براي مقاصد مادي و سياسي به بحث و مناظره و تعليم و تعلّم مي پردازيد، شايسته اين نام نيستيد و حتي من كه با دلايل محكم، پندارهاي شما را رد مي كنم خود را سزاوار اين لقب نمي دانم و خود را فقط «دوستدار حكمت» مي دانم.5

به تدريج كلمه فيلوسوفيا، برعكس كلمه سوفيست كه از مفهوم دانشمند به مفهوم مغالطه كار سقوط [كرد]، از مفهوم دوستدار دانش به مفهوم دانشمند ارتقا يافت و كلمه فلسفه نيز با دانش مترادف شد.6

1. آشنايي با علوم اسلامي، مرتضي مطهري، قم، انتشارات صدرا، بي تا، صص 125 و 126.

2. آموزش فلسفه، محمدتقي مصباح، بي جا، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1370، چاپ چهارم، ج 1، صص 25 و 26؛ آشنايي با علوم اسلامي، صص 125 و 126.

3. آموزش فلسفه، ص 26؛ آشنايي با علوم اسلامي، ص 126.

4. آموزش فلسفه، ص 26.

5. همان.

6. آشنايي با علوم اسلامي، ص 126.

→ بخش قبلی بخش بعدی ←

خانه / پژوهش / کتاب / نشریه / گزیده معارفی / مقاله / پژوهشگران

تمام حقوق مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما محفوظ است

منبع مطلب : pajuhesh.irc.ir

فیلوسوفیا به چه معناست

آخرین مطالب سایت