30 مگ

تماس با ما

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

دوش دور از رویت ای جان را از این سایت دریافت کنید.

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت معنی شعر زیبای سعدی

در این نوشتار برآنیم که شعر و غزل زیبای سعدی دوش دور از رویت ای جان را با زبانی ساده معنی کنیم و نکات و آرایه های ادبی آن را بیان کنیم.

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت

در سعدی

اردیبهشت ۶, ۱۴۰۰علی علیزاده

مگر می‌شود این غزل زیبا را با صدای استاد شجریان شنید و دوست نداشت، مگر می‌شود مدهوش این همه هنر سعدی در این غزل نشد، هر چند برای دریافت نکات و آرایه‌ها بیشتر دقت می‌کردم بیشتر شگفت‌زده می‌شدم، بس که سعدی به طور پنهانی و پوشیده آرایه‌های خود را به کار می‌برد، با هم بخوانیم این شعر زیبای سعدی را:

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت

ابـر چـشـمـم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت

نز تـفـکـر عـقـل مـسـکین پـایـمـال صـبــر شد

نز پـریـشـانـی دلِ شوریــده چشم خواب داشت

کــوس غــارت زد فـراقـت گِـرد شـهـرسـتـانِ دل

شـحنـه عشـقت ســرایِ عمر در طَبـطاب داشت

نـقـش نـامـت کـرده دل مـحـراب تـسبـیح وجود

تـا سـحـر تـسـبیح گویان روی در محراب داشت

دیـده‌ام مـی‌جَـسـت و گفتندم ببیـنی روی دوست

عـاقـبـت مـعـلـوم کـردم کاندر او سیماب داشت

ز آسـمـان آغـاز کـارم سـخـت شـیـریـن مـی‌نمود

کـی گـمـان بـردم کـه شهدآلـوده زهر ناب داشت

سـعـدی ایـن ره مشکل افتـادست در دریای عشق

اول آخــر در صــبـوری انـدکــی پـایـاب داشت

بیت نخست:

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت

ابـر چـشـمـم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت

معنای بیت نخست:

دلبندم، دیشب که دور از روی تو بودم، جانم از غم عشق تو، سرشار از درد و رنج بود(خدا کند درد و رنج از روی تو دور باشد)، همچنین به سبب آرزو و غم دل، دیشب چشمانم همچون ابری بر چهره‌ام می‌بارید.

نکات و معانی:

دوش: دیشب.

ایهام تناسب: دوش؛ در معنای دوم با رخ، روی و دل تناسب دارد.

تکرار: جان.

مترادف: روی، رخ، و غم، سودا.

دور از رویت: ایهام دارد؛ ۱. دور از چهره‌ی تو ۲. از چهره‌ی تو دور باد.

تاب: درد و رنج.

ابر چشم: اضافه تشبیهی.

سودا: خیال، آرزو، غم.

نکته: نکته قابل توجه در این بیت فوق‌العاده، ارتباط سودا و ابر چشم است؛ قدما اعتقاد داشتند وجود سودا در جگر باعث ایجاد بخاری در ناحیه سر می‌شود؛ استفاده هنری و شگفت سعدی از این باور، در این بیت شاهکاری است به تمام معنی.

بیت دوم:

نز تـفـکـر عـقـل مـسـکین پـایـمـال صـبــر شد

نز پـریـشـانـی دلِ شوریــده چشم خواب داشت

معنای بیت دوم:

نه تنها به سبب شدت تفکر و اندیشه، عقل بیچاره‌ی من در برابر صبر نابود شد، بلکه از شدت پریشانی و آشفته حالی دل منقلب و ناآرام من نیز انتظار خواب نداشت.

نکات و معانی:

پایمال: ضایع شدن.

چشم داشتن: توقع و انتظار داشتن.

تناسب: پا، دل، چشم. ایهام تناسب: چشم.

نکته: این غزل با توجه به نسخه‌ی دکتر غلامحسین یوسفی نوشته شده است.

بیت سوم:

کــوس غــارت زد فـراقـت گِـرد شـهـرسـتـانِ دل

شـحنـه عشـقت ســرایِ عمر در طَبـطاب داشت

معنای بیت سوم:

زمانی که جدایی در اطراف برج و باروی دل آهنگ غارت کرد و طبل غارت را نواخت، عشق تو نیز همانند پاسبانی تمام عمر مرا از آن خود کرد.

نکات و معانی:

کوس: طبل.

کوس غارت: اضافه اقترانی.

شهرستان:  قسمت درونی شهر که آن را شارستان و شارسان هم گویند. آن قسمت از یک شهر که در درون حصار باشد.

شحنه: پاسبان.

شحنه عشق: اضافه تشبیهی.

سرای عمر: اضافه تشبیهی.

طبطاب: چوگانی است که سر آن مانند کفچه سازند و گوی در آن نهند و بر هوا افکنند، چون به فرود آمدن رسد باز سر طبطاب بر او زنند، همچنین نگذارند که بر زمین آید تا از هال نگذارند، و به فارسی آن را تخته‌ی گوی بازی گویند.

شهرستان دل: اضافه تشبیهی.

بیت چهارم:

نـقـش نـامـت کـرده دل مـحـراب تـسبـیح وجود

تـا سـحـر تـسـبیح گویان روی در محراب داشت

معنای بیت چهارم:

دل من تصویر نام تو را همچون محرابی برای تسبیح در عالم وجود قرار داده بود و تا سحر در حالی‌که تسبیح می‌گفت تمام توجه خود معطوف به محراب (نام تو) کرده بود.

نکات و معانی:

تناسب: تسبیح، محراب.

تکرار: تسبیح، محراب.

بیت پنجم:

دیـده‌ام مـی‌جَـسـت و گفتندم ببیـنی روی دوست

عـاقـبـت مـعـلـوم کـردم کاندر او سیماب داشت

معنای بیت پنجم:

چشمانم می‌پرید، دوستانم از سر تفأل و دل‌خوشی به من گفتند که خبری خوش به تو خواهد رسید و چهره‌ی معشوق را خواهی دید، اما عاقبت مشخص شد که درون چشم‌های من اشکی لرزان همچون جیوه بوده است، و لرزش چشمانم به خاطر وجود اشک بوده است نه نشان رسیدن خبری خوش!

نکات و معانی:

جَستن چشم: جَستن یا پریدن چشم در باور عامیانه نشانه‌ی رسیدن خبری خوش می‌باشد.

نکته: با توجه به باور یاد شده همنشینان سعدی با دیدن پریدن چشم سعدی به او مژده دیدن معشوق را می‌‌دهند.

سیماب: جیوه، نشان لرزش و لرزان بودن، البته شاید بتوان این نکته هم در ارتباط یا معنی این بیت در نظر گرفت که در قدیم یکی از مجازاتی که انجام می­داده‌اند ریختن سیماب در گوش بوده است که منجر به ناشنوایی می‌شده است با توجه به این نکته شاید ریختن سیماب در چشم را نیز بتوان کنایه از کوری و نابینایی گرفت؛ به عبارتی سعدی بیان می‌کند که عاقبت چشمانم کور گشت و چهره‌ی معشوق را ندیدم! در غیر این‌صورت می‌توان سیماب را استعاره از اشک لرزان گرفت، که در هر دو صورت زیبا و شگفت است.

بیت ششم:

ز آسـمـان آغـاز کـارم سـخـت شـیـریـن مـی‌نمود

کـی گـمـان بـردم کـه شهدآلـوده زهر ناب داشت

معنای بیت ششم:

در ابتدا عشق باور داشتم سرنوشت کاری بسیار شیرین و دلنشین برایم رقم زده است، کی گمان می‌کردم که در میان آن شهد زهر خالص قرار گرفته است.

نکات و معانی:

نکته: نکته قابل توجه در این بیت جابه جایی صفات در این بیت است؛ سعدی صفت آلوده را برای شهد  و صفت ناب را برای زهر به کار برده است، در حالی که در شکل طبیعی گفتار شهد ناب و زهرآلود گفته می‌شود.

بیت هفتم:

منبع مطلب : dralializadeh.com

گنجور » سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰

لغتنامه ابجد قرآن 🔍 وزن

ورود کاربر / نام‌نویسی

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات »

غزل شمارهٔ ۱۳۰

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت

ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت

در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شد

با پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت

کوس غارت زد فراقت گرد شهرستان دل

شحنه عشقت سرای عقل در طبطاب داشت

نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجود

تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت

دیده‌ام می‌جست و گفتندم نبینی روی دوست

خود درفشان بود چشمم کاندر او سیماب داشت

ز آسمان آغاز کارم سخت شیرین می‌نمود

کی گمان بردم که شهدآلوده زهر ناب داشت

سعدی این ره مشکل افتادست در دریای عشق

اول آخر در صبوری اندکی پایاب داشت

اطلاعات

با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دسته: طیبات

منبع اولیه: ویکی‌درج

خوانش‌ها

غزل ۱۳۰ به خوانش حمیدرضا محمدی

می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.

غزل ۱۳۰ به خوانش محسن لیله‌کوهی

غزل ۱۳۰ به خوانش فاطمه زندی

غزل ۱۳۰ به خوانش سعیده تهرانی‌نسب

غزل ۱۳۰ به خوانش پزی ساتکنی عندلیب

همهٔ خوانش‌ها موارد هم آهنگ

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۹

جرأت سؤال شرم تراگر جواب داشت

انگشت زینهار به غربال آب داشت

خلقی ز مدعا تهی از هیچ پر شده‌ست

نه چرخ یک علامت صاد انتخاب داشت

بیرون نجست ازآتش دل سعی هیچ‌کس

[…]

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۱

سنبل بوستان ز زلف تو سحرگه تاب داشت

نرگس مسکین ز شرم چشم مستت خواب داشت

گل چو لیلا برکشیده از رخ زیبا نقاب

ابر همچون چشم مجنون در مزه سیلاب داشت

عقل را سودای شاهی بود بر سر ناگهان

[…]

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » دستان » آواز و نی

محمدرضا شجریان » دستان » ادامه ی آواز با کمانچه

معرفی آهنگهای دیگر

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

منبع کاغذی گنجور

پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی

راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید …

هادی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۴ نوشته:

با سلام.

ابیات 2و5و6 متفاوت با بیان استاد شجریان در آلبوم دستان است. از آنجایی که استاد معمولا از نسخ اصلی و معتبر استفاده می کنند، لطفاَ بررسی بفرمایید.

هرچند در بررسی نسخه استاد محمد علی فروغی نوشته شما یافت شد.

بیت دوم قرائت شده توسط استاد شجریان:

نه از تفکر عقل مسکین پایگاه صبر دید

نه از پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت

بیت 5:

دیده ام می جست گفتندم نبینی روی دوست

عاقبت معلو کردم کاندر او سیماب داشت

بیت 6:

روزگار عشق خوبان شهر فائق می نمود

باز دانستم که شدآلوده زهر ناب داشت

با تشکر —

پاسخ: با تشکر از زحمتی که بابت نقل بدل مورد استفادهٔ استاد کشیدید با نسخهٔ چاپی تصحیح فروغی مقایسه شد: مطابق متن است. لذا تغییری اعمال نشد، اما به لطف شما نسخهٔ بدل در دسترس دوستان است.

هادی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۵۵ نوشته:

مصرع آخر شهد آلوده صحیح است

فایز بهزادی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۶ نوشته:

استاد شجریان به اشتباه واژه ی “می جَست “بیت 5 را “می جُست”تلفظ می کنند که اشتباه است.توجه بفرمایید به به کارگیری عبارت عامیانه ی “جَستن یا پلک زدن چشم “هنگامی که چشم انتظار کسی باشند و به او نوید آمدن و دیدنش را بدهند تا به تناسب و همخوانی اش با مصرع دوم پی برده شود.

معنی بیت:دیده ام (پلکم ) می جست (می زد) به من نوید دادند که به زودی به وصال روی دوست می رسی و او را می بینی ولی معلوم شد که این جهیدن و پلک زدن به دلیل اشکی بوده که از دوری یار در چشمم جمع شده بود

کرم قلاوند در ‫۱۰ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۲۵ نوشته:

درود به پیشگاه کوشندگان پاسبانی از زبان و ادب پارسی

بیشینه ی اهل نظر و دانشمندان دریافته اند که سخن سعدی سهل و ممتنع هست اما کمینه ی این ارجمندان شوند این ویژگی را شاید دریافته باشند .

هرچند حافظ در نمود یک جواهرتراش یگانه دیده می شود اما مشی حافظ چندان دور از دسترس نیست و گاهی با خواندن غزل سایه ، رهی و شهریار و … می توان نزدیکی زبان ایشان را به حافظ دریافت با آنکه هنر حافظ ورق زدن دل مخاطب است ، اما کمتر پیش می آید که کسی بتواند به رفتار زبانی سعدی نزدیک شود . آنچه سعدی را تاکنون افصح المتکلمین شناسانده است ، گونه ی بیان سعدی است . سعدی قابل پیش بینی نیست و هرگز نمی توان گمان کرد که مثلن این کار را این گونه یا آن گونه انجام می دهد ؛ درست آنگونه که ما فکر نمی کنیم سعدی انجام می دهد . من گاهی می پندارم سعدی مانند همه ی مردم لقمه را از سفره مستقیم به سمت دهان نمی برد و اجازه نمی دهد لقمه آرام و بی اتفاق وارد دهان شود . کم ترین گمان این است که لقمه چندبار از این دست به آن دست داده شود و دست آخر با دست راست اما از پشت گردن چرخانده شده و از سمت چپ وارد دهان شود….

سعدی میان دو مصراع بیت فتنه انگیزی می کند و در بسیاری جای ها حتا مصراع را وارد یک جنگ خانگی می کند و واژه ها را به جان یکدیگر می اندازد و از این تراکنش های پدیده آمده آنچه به دست می آید مراد سعدی و شگفتی ماست . کسی نباید انتظار داشته باشد که اگر به سعدی سلام کرد ایشان مانند دیگر مردمان بگوید علیک السلام …

منبع مطلب : ganjoor.net

دوش دور از رویت ای جان

آخرین مطالب سایت