30 مگ

تماس با ما

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

ازدواج مجدد همسر شهید رضایی نژاد را از این سایت دریافت کنید.

نامه مجلس به وزیر راه و شهرسازی در پی گلایه همسر شهید رضایی‌نژاد از سازمان هواپیمایی+ عکس

مجتبی توانگر نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به وزیر راه و شهرسازی از بررسی های کارشناسانه پیرامون نبود هیچ سند قانونی مبنی در درخواست مدرک حضانت‌نامه از مسافران پروازهای داخلی خبر داده است.

نامه مجلس به وزیر راه و شهرسازی در پی گلایه همسر شهید رضایی‌نژاد از سازمان هواپیمایی+ عکس

اجتماعی، ۱۸ بهمن ۱۳۹۹، ۱۸:۴۰

3991118137

۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

مجتبی توانگر نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به وزیر راه و شهرسازی از بررسی های کارشناسانه پیرامون نبود هیچ سند قانونی مبنی در درخواست مدرک حضانت‌نامه از مسافران پروازهای داخلی خبر داده است.

به گزارش فارس، در پی گلایه دکتر شهره پیرانی، همسر شهید داریوش رضایی‌نژاد از سازمان هواپیمایی در پی مشکلات مربوط به حضانت فرزندش در یک سفر داخلی، مجلس ماجرا را پیگیری کرد.

مجتبی توانگر نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به وزیر راه و شهرسازی از بررسی های کارشناسانه پیرامون این موضوع و نبود هیچ سند قانونی مبنی در درخواست مدرک حضانت‌نامه از مسافران پروازهای داخلی خبر داده است.

چندی پیش شهره پیرانی در صفحه اینستاگرام خود از ماجرایی خبر داد که طی آن در پرواز مشهد به تهران شرکت هواپیمایی کاسپین در هنگام ورود به هواپیما به وی گفته‌اند که باید هویت فرزند او آرمیتا رضایی نژاد مشخص و تایید شود که همین موضوع باعث ایجاد مشکل در هنگام سوار شدن شده است. او در این پست اینستاگرامی اعلام کرد که از مسئول این شرکت هواپیمایی ماده و یا قانون در این رابطه درخواست کرده که مسئول این ماده قانونی یا اساسنامه‌ای را به او نشان نداده است.

این درحالی که در هیچ ماده قانونی به درخواست حضانت‌نامه از مادر دارای حضانت برای یک سفر داخلی اشاره نشده است.

شهره پیرانی همچنین در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با انتقاد از صحبتهای برخی که گفته بودند مشکل وی ، احراز هویت بوده است، گفت: «هیچ صحبتی از احراز هویت نبود و کارکنان هواپیمایی کاسپین از من درخواست حضانت‌نامه دخترم را داشتند. چون در شناسنامه من اسم و شماره ملی آرمیتا و در شناسنامه آرمیتا اسم و شماره ملی من هست. پس مشخص است که مشکلی در رابطه با ابراز هویت وجود نداشته است»

وی افزود: «درخواست حضانت‌نامه یک کار غیرقانونی بود و کارکنان هواپیمایی کاسپین نیز فقط می‌گفتند که این موضوع از طرف سازمان هواپیمایی به ما ابلاغ شده است»

محمدحسن ذیبخش سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری قبل از این، در گفت‌وگو  با رسانه‌ها مشکل را در بدون عکس بودن شناسنامه آرمیتا بیان کرده بود و گفته بود: « باید هویت آرمیتا برای مسئولان این شرکت تایید می‌شد بنابراین برخی ناهماهنگی در هنگام ورود ایجاد شد که کاملا غیر عمد بود.»

سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری در همین مصاحبه تاکید می‌کند که مسئول شرکت هواپیمایی کاسپین از خانم شهره پیرانی برگه حضانت فرزند را خواسته که دریافت این برگه به هیچ عنوان ضرورتی نداشته و مسئول این ایرلاین در این رابطه سلیقه‌ای عمل کرده است.

مدت زیادی است که موضوع مشکلات مادران دارای حضانت به یکی از مسائل حل نشده این قشر تبدیل شده است.  مادرانی که طبق قانون حضانت کامل فرزند خود را بعد از شهادت یا فوت پدر دارا هستند اما ابزار حضانت از جمله اختیار امور مالی، تحصیلی و درمانی فرزند خود را در اختیار ندارند.

به نظر می‌رسد این ماجرا حتی از ابعاد قانونی خود هم پا فراتر گذاشته و هر سازمانی طبق صلاحدید خود بندی دیگر را محدودیت‌های حضانت مادر می‌افزاید.

منبع مطلب : www.alef.ir

عکس‌العمل حاج‌قاسم از ازدواج مجدد همسر شهید / مهمانی که حضورش را باور نمی‌کردم

رکنا: آنچه خواهید خواند روایت سارا عجمی همسر شهید محمود نریمانی است از خاطره مهمان شدن حاج قاسم سلیمانی در خانه‌شان.

عکس‌العمل حاج‌قاسم از ازدواج مجدد همسر شهید / مهمانی که حضورش را باور نمی‌کردم

خانه اخبار حوادث پرونده کدخبر: 561197 ۱۳۹۹/۰۲/۰۶ ۰۰:۲۲:۵۹

رکنا: آنچه خواهید خواند روایت سارا عجمی همسر شهید محمود نریمانی است از خاطره مهمان شدن حاج قاسم سلیمانی در خانه‌شان.

به گزارش رکنا، محمود نریمانی به تاریخ دوازده دی سال ۱۳۶۶ در روستای «دروان» کرج، متولد شد. وی از نیروهای سپاه پاسداران بود که با آغاز جنگ سوریه و دفاع از حرم حضرت زینب(س) عازم سرزمین شام شد تا با تروریست‌های تکفیری مبارزه کند. محمود سرانجام مزد این جهادش را روز ده مرداد سال ۹۵ در حماء سوریه گرفت و به شهادت رسید. پیکر شهید نریمانی در گلزار شهدای کرج به خاک سپرده شد.

تجمع برخی از بازاریان و فعالان اقتصادی در جزیره کیش/ زخم کهنه سر باز زد!

آنچه خواهید خواند روایت سارا عجمی همسر شهید محمود نریمانی است. وی خاطره دیدار مهمان شدن حاج قاسم سلیمانی را در خانه‌شان اینگونه روایت می‌کند:

الو؛ با حاج قاسم سلیمانی صحبت می‌کنید

من همیشه دوست داشتم سردار سلیمانی را از نزدیک را ببینم. اتفاقا در اوایل مرداد ۹۶ بود، می‌خواستیم مراسم اولین سالگرد شهادت همسرم را برگزار کنیم که به همین منظور نامه‌ای نوشتم و در آن از حاج قاسم دعوت کردم تا ضمن آمدن به مراسم همسرم دقایقی سخنرانی هم بکنند. نامه را به دوست شوهرم دادم تا به دست سردار سلیمانی برساند. راستش اصلا فکر نمی‌کردم نامه به دست او برسد و یا اگر برسد اصلا بازش کند و بخواند. تقریبا ۴-۵ روز بعد دیدم آقایی زنگ زد و گفت گوشی دستتان باشد سردار سلیمانی می‌خواهد با شما صحبت کند. آنقدر از شنیدن این جمله هیجان زده شده بودم که زبانم بند آمده بود. وقتی حاج قاسم شروع کرد به صحبت باور نمی‌کردم دارم الان به صدای او گوش می‌کنم. خیلی صمیمی و مهربان گفت: دخترم نامه ات را خواندم ممنونم که نامه نوشتی و برایم باعث افتخار هست به مراسمتان بیایم اما من یک ماموریت کاری دارم و باید بروم اما یک نفر را به جای خودم می‌فرستم حتما. من آنقدر هول شده بودم که فقط هر چه حاج قاسم می‌گفت: می‌گفتم خیلی ممنون. تنها کلمه‌ای که من در آن چند دقیقه مکالمه می‌گفتم همین بود. صحبت با چنین شخصیت بزرگی آن هم غیر منتظره باعث شده بودم اصلا نتوانم حرفی بزنم. در مراسم ما سردار قاآنی لطف کرد و از طرف حاج قاسم آمد.

مهمانی که حضورش را باور نمی‌کردم

روز ۷ فروردین سال ۹۸ آقایی با تلفن خانه ما تماس گرفت و گفت: اگر آمادگی دارید قرار است سردار فردا به منزل شما بیاید. تلفن را قطع کردم و فکر کردم منظورشان از سردار همان برادر پاسداری است که از محل خدمت همسرم گاهی به خانه ما و بقیه شهدا سر می‌زد.

دوباره صبح روز ۸ فروردین همان آقا ساعت ۸ صبح تلفن زد و گفت: حدود یک ساعت دیگر خدمت می‌رسیم. آن موقع تازه فهمیدم سردار سلیمانی قرار است تشریف بیاور. یک لحظه استرس و شوق باورنکردنی همه وجودم را گرفت سریع بلند شدم تند تند خانه را مرتب‌تر کردم و میوه مختصری هم آماده کردم. شنیده بودم حاج قاسم ناراحت می‌شود اگر پذیرایی از او مفصل باشد. فرزند دومم هم ۵۰ روزش بود و خیلی بی‌قراری می‌کرد اما در همان حین کارهایم را کردم و سریع زنگ زدم منزل پدر شهید و گفتم قرار است مهمان بیاید برایمان شما هم خودتان را برسانید. از محمود یاد گرفته بودم پشت تلفن رعایت مسائل امنیتی را بکنم برای همین به آنها نگفتم مهمان چه کسی است.

زنگ خانه به صدا در آمد

خانه ما طبقه چهارم است برای همین دید مسلطی به کوچه داریم. زمانی که زنگ اف اف را زدند من سریع رفتم پشت پنجره ماشینی را دیدم که چند جوان حدود سی و چند ساله داخلش هستند. گفتم پس سردار کو؟ حتما اینها آمدند فضا را بسنجند و اگر خبری نبود بعد ماشین حاج قاسم بیاید. آماده شدم بروم پایین که وقتی می‌آید مشایعتش کنم. همین که دکمه آسانسور را زدم هم زمان در آسانسور باز شد و دیدم سردار با یک آقا جوانی آمدند بیرون، بدون هیچ تکلف و به اصطلاح دم و دستگاهی. بعدها متوجه شدم یا کلاه گذاشتند و یا طوری آمدند که در کوچه شناخته نشوند چون ما اصلا متوجه آمدن ایشان در کوچه نشدیم.

حاج قاسم گفت: چرا خبر ندادی ازدواج کردی

حاج قاسم تا مرا دید سلام و علیک گرمی کرد و آمد داخل. از بچه کوچکی که در آغوشم بود متوجه شد ازدواج مجدد هم کردم. گفت: چرا به من نگفتی ازدواج کردی و بچه دار شدید؟ باید وقتی زنگ زدیم می‌گفتی تا هدیه ازدواج و بچه ات را می‌آوردم. ب پدر مادر شهید هم خیلی گرم سلام و علیک کردن. من و همسرم رفتیم داخل آشپزخانه وسایل پذیرایی را بیاوریم اما سردار با جدیت از ما خواستند که چیزی نیاورید من فقط آمدم ببینمتان. ما هم یک سنی چای آوردیم و نشستیم. به من گفت: بنشین کنار پدر شهید.

سردار پرسید: این همسرت را شهید کنی چه؟

چون برادرم هم بود از من پرسید همسرت کدام است؟ وقتی معرفی کردم، سردار سلیمانی با لبخند گفت: او را شهید کنی چه می‌کنی؟ گفتم: حاجی خدا بزرگ است. گفتند بچه را بیاور می‌خواهم ببوسم. سفت و محکم می‌بوسید و چند بار بعد با خنده گفت: من عادت دارم بچه هر چه کوچکتر باشد محکم‌تر می‌بوسمش.

پاشو بیا بابا پیش من پاشو بیا بابا

محمد هادی فرزند شهید کنارم گوشه‌ای نشسته بود. سردار نگاهش کرد و گفت: آقا محمد هادی ما چرا نمی‌اید جلو؟ محمد هادی برای اولین بار که کسی را ببیند خیلی غریبی می‌کند اما سردار گفت پاشو بیا بابا پیش من پاشو بیا بابا. محمد هادی رفت بغل سردار و تا آخر نشسته بود. برای مان تعجب داشت که اینقدر راحت سریع رفت در آغوش سردار.

منبع مطلب : www.rokna.net

ازدواج مجدد همسر شهید رضایی نژاد

آخرین مطالب سایت